http://bit.ly/2pT2XFi
در تابستان ۶۷ رئیسی وارد زندان اوین شد. با ورود او، به فاصله چند ساعت افراد بسیاری بر دار رفتند. رئیسی و همکارانش در آن روزهای گرم تابستان تصمیم به کشتار انسان های بسیاری گرفتند. هدف تأمین امنیت ولایت فقیه بود.
رئیسی آن روز، با رئیسی امروز، تفاوتی نکرده است. او اینبار آمده است تا قبای ریاست جمهوری را بر تن کند. او پیش از ورود به سیرک از خود یک پرسش را پرسید: چه کسی به اندازه من برای امنیت جمهوری اسلامی! آدم کشته است؟ پاسخ او هیچکس بود. سپس او به خود گفت پس چرا من رئیس جمهور این «نظام جنگل» نباشم. [درباره «نظام جنگل» نگاه شود به نظام جنگل]
رئیسی آن روز، با رئیسی امروز، تفاوتی نکرده است. او اینبار آمده است تا قبای ریاست جمهوری را بر تن کند. او پیش از ورود به سیرک از خود یک پرسش را پرسید: چه کسی به اندازه من برای امنیت جمهوری اسلامی! آدم کشته است؟ پاسخ او هیچکس بود. سپس او به خود گفت پس چرا من رئیس جمهور این «نظام جنگل» نباشم. [درباره «نظام جنگل» نگاه شود به نظام جنگل]
در مناظره دوم میان کاندیداهای خامنه ای، رئیسی از امنیت میگوید. او تعبیری بسیار لطیف از مقوله امنیت دارد. از نظر او «مهمترین مولفه امنیت ملی در کشور ما مردم همیشه در صحنه هستند.» عبارت «مردم همیشه در صحنه» بازخوانی هرمنوتیکی! همان «امت همیشه در صحنه» است. در ابتدای انقلاب کار «امت همیشه در صحنه» کتک زدن و کشتن مخالفان در کف خیابان ها بود. وظیفه دیگر این «امت» اجرایی کردن تقلب های گسترده انتخاباتی بود.
بعد از پایان دوران خمینی که با شکست در جنگ هشت ساله رقم خورد به تدریج عبارت «امت همیشه در صحنه» از فرهنگ ولایت فقیه حذف شد و عبارت ها و کلمات دیگر جایگزین شد. اینک در مناظره، رئیسی همان عبارت کهنه را با تغییر یک کلمه به کار میبرد.
ذهن امنیتی رئیسی به بیرون کشیدن «امت همیشه در صحنه» از گور تاریخی اش بسنده نمیکند بلکه گام را فراتر نهاده و از امنیت «سخت» سخن میگوید: «اگر از نیروهای مسلح نام میبریم، اگر از بسیج نام میبریم، اگر از نیروهای مدافع حرم نام میبریم در بخش امنیت سخت هستند». البته این همه حرف او نیست. رئیسی میگوید: «امنیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در کنار آن» امنیت سخت، «امنیت جامعه را امن میکند.» جدا از اینکه امن کردن امنیت جامعه چه معنایی میتواند داشته باشد، رئیسی در این عبارت نشان میدهد که او تنها به امنیت ولایت فقیه میاندیشد.
رئیسی حرف اصلی را به این صورت میزند: «اگر در کشور به فقر و بیکاری توجه نکنیم اینها میتواند زمینه های ناامنی را فراهم کند.» اما آیا او میتواند به این موضوع پاسخ دهد؟ آیا ولایت فقیه توانایی عبور از موضوع فقر را دارد؟ اگر رئیسی سخنان خامنهای در درس خارج فقه را خوانده بود میفهمید که «مال دنیا» چیزی است که «خدواند به بعضی عنایت میکند». [به عنوان نمونه: قابل جبران نیست!] آنگاه بعید بود که با خودش فکر کند که میشود مشکل فقرا را در جمهوری اسلامی! حل کرد زیرا آنهم برعهده خداست!
رئيسی خود را به سیرک خامنه ای رسانده است تا نشان دهد نه تنها از سایر مهره های خونریز و امنیتی خامنه ای چیزی کم ندارد بلکه به قول احمد خورشیدی، رئیس ستاد انتخاباتی اش، او «در دستگاه قضا بوده و پرونده همه اینها را میداند.» البته خورشیدی موضوعی را از یاد میبرد؛ افکار عمومی پرونده رئیسی را در خاطر دارند. مردم از یاد نبرده اند که او همان کسی است که در تابستان ۶۷ با خون فرزندانشان وضوی قدرت، توحش و ریا میگرفته است.
هرچند رئیسی امروز از امنیت ولایت فقیه سخن میگوید اما سخن گفتن امروز او مانند سال ۶۷ نیست. او امروز بر پرتگاهی ایستاده است که جرایمش او را به این نقطه رسانده است. او از امنیت خودش سخن میگوید.
بعد از پایان دوران خمینی که با شکست در جنگ هشت ساله رقم خورد به تدریج عبارت «امت همیشه در صحنه» از فرهنگ ولایت فقیه حذف شد و عبارت ها و کلمات دیگر جایگزین شد. اینک در مناظره، رئیسی همان عبارت کهنه را با تغییر یک کلمه به کار میبرد.
ذهن امنیتی رئیسی به بیرون کشیدن «امت همیشه در صحنه» از گور تاریخی اش بسنده نمیکند بلکه گام را فراتر نهاده و از امنیت «سخت» سخن میگوید: «اگر از نیروهای مسلح نام میبریم، اگر از بسیج نام میبریم، اگر از نیروهای مدافع حرم نام میبریم در بخش امنیت سخت هستند». البته این همه حرف او نیست. رئیسی میگوید: «امنیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در کنار آن» امنیت سخت، «امنیت جامعه را امن میکند.» جدا از اینکه امن کردن امنیت جامعه چه معنایی میتواند داشته باشد، رئیسی در این عبارت نشان میدهد که او تنها به امنیت ولایت فقیه میاندیشد.
رئیسی حرف اصلی را به این صورت میزند: «اگر در کشور به فقر و بیکاری توجه نکنیم اینها میتواند زمینه های ناامنی را فراهم کند.» اما آیا او میتواند به این موضوع پاسخ دهد؟ آیا ولایت فقیه توانایی عبور از موضوع فقر را دارد؟ اگر رئیسی سخنان خامنهای در درس خارج فقه را خوانده بود میفهمید که «مال دنیا» چیزی است که «خدواند به بعضی عنایت میکند». [به عنوان نمونه: قابل جبران نیست!] آنگاه بعید بود که با خودش فکر کند که میشود مشکل فقرا را در جمهوری اسلامی! حل کرد زیرا آنهم برعهده خداست!
رئيسی خود را به سیرک خامنه ای رسانده است تا نشان دهد نه تنها از سایر مهره های خونریز و امنیتی خامنه ای چیزی کم ندارد بلکه به قول احمد خورشیدی، رئیس ستاد انتخاباتی اش، او «در دستگاه قضا بوده و پرونده همه اینها را میداند.» البته خورشیدی موضوعی را از یاد میبرد؛ افکار عمومی پرونده رئیسی را در خاطر دارند. مردم از یاد نبرده اند که او همان کسی است که در تابستان ۶۷ با خون فرزندانشان وضوی قدرت، توحش و ریا میگرفته است.
هرچند رئیسی امروز از امنیت ولایت فقیه سخن میگوید اما سخن گفتن امروز او مانند سال ۶۷ نیست. او امروز بر پرتگاهی ایستاده است که جرایمش او را به این نقطه رسانده است. او از امنیت خودش سخن میگوید.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
لطفا نظرات خودرا با ما درمیان بگذارید برای ارتقاء کارمان
درصورتی که خواهان ارتباط با ماهستید آدرس ایمیل خود را بدهید