۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۷, یکشنبه

چرا رئیسی به مدیریت جهادی نیازی ندارد؟

http://bit.ly/2qOriLM

«مدیریت جهادی» عبارتی است که این روزها آن را از زبان تعداد زیادی از سرسپردگان خامنه‌ای می‌شنویم. خامنه‌ای، رئیسی، قالیباف و دیگر افراد جناح خامنه‌ای از این عبارت استفاده می‌کنند.
«مدیریت جهادی» چیست؟ و نیاز حکومت یا بهتر بگوییم خامنه‌ای به آن در این شرایط و دوران چیست؟
«مدیریت جهادی» عبارتی است که خامنه‌ای از آن استفاده می‌کند و سران حکومت نیز به تبعیت از وی این عبارت را در مکان‌ها و زمان‌های مختلف و برای اهداف مختلف استفاده کرده‌اند.
باید دید پیشینه این عبارت به کجا و کی برمی‌گردد به عبارت دیگر چرا  و از چه زمانی خامنه‌ای مجبور شده است این عبارت را در حکومت جا بیندازد و چه مشکلی را می‌خواهد با آن حل کند.
شاید بهتر باشد برای پاسخ به این سوال به پیشینه به کاربردن این عبارت بپردازیم.
 اوج استفاده از عبارت «مدیریت جهادی» به شروع سال ۹۳ برمی‌گردد بعد از این که خامنه‌‌‌‌‌‌‌ای روحانی را در سال ۹۲ از صندوق بیرون کشید تا بتواند با او «نرمش قهرمانانه» اش را با آمریکا بر سر پرونده اتمی  پیش ببرد و خود را ازتنگنای تحریمها، ولو موقت برهاند دست به دامن این عبارت یازید.
خامنه‌ای سال ۱۳۹۳ را با عنوان «اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی» نامگذاری کرد. به دنبال این نامگذاری سربازان ولایت شروع به ترویج این عبارت کردند و به صورت گسترده آن را نشر دادند.
خامنه‌ای قبل از این هم در ۲۳ دی ۹۲  در دیدار با اعضای شورای! شهر تهران و در  ۱۴ بهمن سال ۹۰ خطاب به سران نظام، از این عبارت استفاده کرده بود. شروع دهه ۹۰ برای حکومت برابر با دوران در انزوا قرار گرفتن آن به خاطر پروژ بمب سازی اتمی بود.
خامنه‌‌ای که دریافته بود به دلیل ماهیت خود، توان و خواست رونق بخشیدن به اقتصاد کشور و مردم را ندارد در یک ماجراجویی به دنبال بمب اتم رفت تا با آن بتواند در بیرون از کشور برای خود مصونیت بخرد و به عنوان یک قدرت هسته‌ای تثبیت شود و با استفاده از این موضوع در داخل کشور حکومت خود را سرپا نگه دارد. آخر صبر مردم با توجه به وضعیت فلاکت بار اقتصادی حدی داشت و کاسه صبر آنها داشت لبریز می‌شد.
شروع دهه ۹۰ تقریبا مصادف با دوران پایانی احمدی نژاد بود و خامنه‌ای باید برای دوران بعد از احمدی نژاد چاره‌ای می‌اندیشید. یک پایه کردن حکومت در سال ۸۴ و بعد در سال ۸۸ و آوردن احمدی نژاد که آن موقع «نظر خامنه‌ای به او نزدیکتر» از بقیه بود، دیگر دردی برایش دوا نکرد و کشور در سال ۸۸ تا آستانه سقوط ولایت پیش رفت. امری که تا کنون حکومت هر بار با دلهره و ترس از آن یاد می‌کند و خطر آن بیشتر و بیشتر شده است.
با شروع دهه ۹۰ خامنه‌ای باید موتور عوض می‌کرد و خط دیگری را پیش می‌گرفت.
برای این هدف خامنه‌ای نیاز داشت تا مهندسی دیگری بکند و به جای احمدی نژاد که بفرموده با تهدید و شانتاژ در مقابل جامعه جهانی سعی می‌کرد بایستد، شخص دیگری را بیاورد. این شخص باید هم ۱۰۰ درصد دست‌آموز او می‌بود و هم باید چهره‌ای غیر از احمدی‌نژاد، برای فریب افکار عمومی! در داخل کشور و همچنین در جامعه بین‌الملللی می‌داشت.
مهندسی انتخابات این بار به صورت اعتدال! و «تدبیر وامید»! بارز شد و روحانی که خود امنیتی‌ترین مهره این نظام از فردای انقلاب ۵۷ بوده است تحت عنوان مدره! معرفی و از صندوق بیرون آمد. هرچند گزینه نخست خامنه ای، جلیلی بود اما هراس از تکرار ۸۸ او را وادار کرد که روحانی را مهندسی کند.
این مهندسی تهدیدی برای خامنه‌ای داشت که باید خامنه‌‌‌ای  قبل از ورود به آن راهکاری برایش می‌اندیشید. تعارض رئیس جمهور مدره! با سپاه  و خامنه‌ای و موجی از خواست‌های مردم که بر اثر فشار به خامنه‌ای تحمیل می‌شد.
خامنه‌ای از شروع دهه  ۹۰  با عنوان «مدیریت جهادی» این مهندسی را شروع کرد.
خامنه‌ای در این سالیان در جمع نیروهای خودش در سپاه و بسیج روی این موضوع تاکید می‌کند و بیشتر آنها را مخاطب قرار می‌دهد.
او مجبور است در یک فریبکاری هر از چند گاهی به روحانی و دار و دسته او که ظاهرا در جناح مقابل قرار دارند، یادآوری کند که در امر اقتصاد کارآمد نیستند و نیاز به «مدیران جهادی» و «مدیریت جهادی» هست تا بتواند کشور را از گردنه خطرناک عبور دهد.
با نگاهی به طیف کسانی که در این دوران شعار «مدیریت جهادی» را می‌دهند واضح  است که هدف میدان دادن به سپاه و ارگان‌هایی است که مستقیما زیر نظر ولایت فقیه اداره می‌شوند. با نگاهی به پیام نوروزی امسال خامنه‌ای شاید بهتر بتوانیم به درک این موضوع نائل آییم.
خامنه‌ای در پیام نوروزی خود کدهایی می‌آورد: «سال ۹۶ سالی مهم برای کشور از لحاظ نیاز به تحرک اقتصادی و همچنین در پیش بودن انتخابات است...هدف دشمن، فشار اقتصادی بر مردم ایران با هدف دلسرد و دلزده کردن آنان از نظام اسلامی است...دشمن در تبلیغات وسیع خود به‌دنبال نسبت دادن کمبودهای معیشتی و اقتصادی به نظام جمهوری اسلامی است تا این‌گونه وانمود کند که نظام اسلامی قادر به حل مشکلات و گره‌گشایی از زندگی مردم نیست...ضعف‌ها مربوط به مدیریت‌ها و کمبودها و ناتوانی‌های برخی مدیران است نه حرکت عمومی نظام اسلامی...»
پر واضح است که خامنه‌ای و نظامش عاجز از حل مسئله اقتصاد در کشور هستند و فقط بر فروش نفت متکی می‌باشند و خامنه‌ای نیز این را خوب می‌داند.
دشمن که خامنه‌ای از آن به صراحت نام می‌برد، و مردم که «دلسرد» شده‌اند و  در قدم بعد درمقابل نظام خواهند ایستاد، استفاده از عبارت «مدیریت جهادی» را ضروری می‌کند. مدیریتی! که توسط سپاه پیش خواهد رفت، یعنی رویارویی سپاه و خود خامنه‌ای با مردم که راه به تعیین تکلیف این نظام خواهد برد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

لطفا نظرات خودرا با ما درمیان بگذارید برای ارتقاء کارمان
درصورتی که خواهان ارتباط با ماهستید آدرس ایمیل خود را بدهید